سخنی از مدیر وبلاگ

با سلام ممنون از اینکه این وبلاگ رو برای دیدن انتخاب کرده اید .

از همه شما تقا ضا مکنم فقط نظر تشکر ندهید اگه شما هم مطلبه جالبی رو برای وبلاگ داشتید به آدرس اینترنتی من بفرستید حتما با ذکر نام خودتون تو وبلاگ ثبت می شه  با تشکر مدیریت وبلاگ

(امید صادقی)            EMAIL:omid.artnew@gmail.com

 

آيا مرتضي خان پدر گرافيك ايران است؟

«سال 48 يا 49 بود كه با پيشنهاد مرتضي، تغيير رشته دادم و از يك دانشجوي نقاشي، تبديل به دانشجو و استاد گرافيك رشته تازه‌تاسيس دانشكده هنر شدم»؛

اين جمله را محمد احصايي با يادآوري خاطراتش از مرتضي مميز در حالي بيان مي‌كند كه نم اشكي در چشمانش حلقه زده و گاهي ميان حرف‌هايش در توصيف مرتضي‌خان سكوت مي‌كند؛ سكوتي كه در پس آن، يادآوري خاطره‌هاي شيرين و تلخ گذشته او و ارتباطش با مرتضي‌خان نهفته است.

وقتي از احصايي مي‌پرسم چرا فلان گرافيست نام‌آشنا، اين اواخر رابطه خوبي با مميز نداشته، كمي سكوت مي‌كند و مي‌گويد: «مرتضي اخلاق خاصي داشت و بسيار صريح‌اللهجه بود؛ به همين سبب گاه حرف‌هايي مي‌زد كه حتي دوستان نزديك را ناراحت مي‌كرد، از جمله فرد مورد نظر كه از دوستان قديمي اوست».

هنوز چندماهي از مرگ مميز نگذشته كه شبي براي گپ‌زدن با احصايي به دفترش مي‌روم. او شايد يكي از بهترين اشخاصي است كه مي‌داند مرتضي‌خان را چرا پدر گرافيك ايران مي‌دانند. وقتي مي‌گويد كارهاي مشتركي با مميز انجام داده‌اند كه گاه طراحي نشانه يا پوستر فيلم بوده (فيلم «كمال‌الملك») متوجه مي‌شوم كه چرا مميز را مي شود «پدر گرافيك» ايران دانست.

بيان ديدگاه احصايي در بيان زواياي شخصيتي مرتضي‌خان از منظر تكنيك گرافيك و شخصيتي، شايد يكي از شفاف‌ترين نقطه‌نظرها درباره او باشد.مرتضي‌خان را نه امروز و ديروز بلكه بايد از خلال سال‌هايي به ياد آورد كه با كشيدن تابلوي «عروسي ونوس» به عنوان پايان‌نامه نقاشي‌، پاي به عرصه حرفه‌اي مي‌گذارد؛ سال‌هايي كه به عنوان يك هنرمند پيشرو، چاقوهايي را در گلدان مي‌كارد.

يكي از دلايل ناميدن مرتضي‌خان با چنين لقبي، فعاليت‌هاي بسيار زياد او در تبيين راهكارهايي براي توضيح و توصيف گرافيك در نگاه فرهنگي مديران دولتي بود.
تشكيل انجمن گرافيك و برگزاري دوسالانه‌ها و نمايشگاه‌هاي بين‌المللي گرافيك، بخشي از شكل‌گيري خود را مديون حضور مرتضي‌خان هستند. چندي پيش از درگذشت او به ديدارش رفته بوديم. هر چند شيمي‌درماني مي‌كرد اما با روحيه‌اي خوب، با تكيه بر عصاهاي آلومينيومي و پشتوانه عمري تلاش راسخ و استوار، خودش به استقبال ما آمد و پس از چند ساعت گفت‌و‌گو، تنها با يك جمله بدرقه‌مان كرد: «جوان يادت نرود اگر مصاحبه چاپ شد، چند نسخه از روزنامه را برايم بفرست...».

واسته‌اي كه هيچ‌گاه به سبب سهل‌انگاري‌ام اجرا نشد. روز خاكسپاري‌اش در دامنه تپه‌ قبرستان يكي از توابع كردان، ترجيح دادم ميان آن سيل جمعيت سرگردان در نبود مرتضي‌خان، به جاي خواندن فاتحه، از او و يادش طلب بخشش كنم براي حقي كه به گردن من داشت.مرتضي‌خان رفت؛ يك سال است كه رفته. خيلي‌هايي را كه آن روز در كردان ديدم، شايد ديگر يادي از او نكنند اما خاطره‌اش حتي اگر در ذهن‌هايمان نباشد، در ميان طرح‌هاي او كه هر روز مي‌بينيم، روبه‌روي‌مان قرار دارد.

لازم به ذكر است برنامه‌هايي به منظور بزرگداشت مرتضي‌خان در نظر گرفته شده است. نمايشگاهي از آثار طراحي نشانه‌هاي او به همراه اعضاي انجمن طراحان گرافيك در نگارخانه مميز از پنج آذرماه به نمايش درخواهد آمد. ياد و خاطره‌اش گرامي.

تاریخ درج: 1 آذر 1385 ساعت 12:30 تاریخ تایید: 2 آذر 1385 ساعت 00:07 تاریخ به روز رسانی: 2 آذر 1385 ساعت 10:49  
     
  
 

2 نمونه کار از تایپو گرافی استاد سید محمد احصایی


نمايشگاه هنر ايران در بولونيا/ اثر محمد احصايي نمايشگاه هنر ايران در بولونيا/ اثر محمد احصايي

کلاژ تایپوگرافی های نیک پراید

به گزارش بخش خبری "رنگ" نيك پرايد، طراح گرافیک و استاد هنرهای تجسمی‌دانشگاه انگلستان در نشستی به سخنانی در خصوص کلاژ تایپوگرافی و معرفی چندتن از طراحان گرافیک معاصر انگلیس خواهد پرداخت.

این برنامه که توسط آموزشگاه ویژه تدارک دیده شده است در روز چهار شنبه ۲۲ آذر ماه از ساعت ۱۸ الی ۲۰ در تالار ناصری خانه‌ی هنرمندان ‌ایران برگزار خواهد شد.

نیک پراید در آخرین دوره حضورش در ایران متنی را به عنوان سخنرانی و معرفی خود ارائه داد که به انضمام این خبر انتشار می یابد.

کلاژ تایپوگرافی های نیک پراید
همه ای کلاژها از قطعاتی ساخته شده اندکه من در طول زندگی روزمره خود آنها رایافته ام.درواقع من با دقت بسیاردر اشیاء پیرامون جستجو میکنم،تکه های غیر معمول تایپوگرافی،ته بلیطی که در یک کشور خارجی به شما داده میشود،تکه پوسترهایی که از دیوار کنده شده، من اینها را هر کجا که میروم جمع آوری میکنم یا بهتر بگویم "در واقع شکار میکنم".
تکه هایی از چاپ در یک چاپخانه قدیمی، مغازه های لوازم تحریر، یا مهرهایی که مورد استفاده تابلوسازها و پارچه نویسها قرار میگیرد،و بعضی اوقات چیزهای کمیابی مثل یک جعبه که در یک بازار مکاره در بروکسل پراز استنسیلهای سربی پیدا کردم
ادامه نوشته

رمانتیسم Romantisme

نام جنبش هنری است که در اواخر سده ی هجده و اوایل سده ی نوزدهم میلادی شکل گرفت. و در معنای عام، به دوره هایی اطلاق می شود که کیفیتهای عاطفی و تخیلی در هنر و زندگی مورد تاکید قرار می گیرند. دوره ی اوج این جنبش بین سالهای 1790تا 1840 بود و در اصل انگلستان، زادگاه این شیوه بود. مضمون های شاخص هنر رمانتیک عبارت بودند از : عشق به منظره های بکر طبیعی و امور رمز آمیز غریب در هر هیئت و ظاهری، غم غربت درباره ی دوران گذشته، اشتیاق پرشور به نیروهای لگام گسیخته، تمایل شدید به آزادی و... ( واژه ی رمانتیک در لغت به معنای خیالی، افسانه وار و واهی است)
در همین معنا رمانتیسم چون یک روش هنریِ متضاد با کلاسیسیسم و رئالیسم دانسته می شود. رمانتی سیسم اصطلاحی است که در تاریخ هنرهای نوین نمی توان آن را کنار گذاشت، این اصطلاح را اواخر قرن هجدهم، ابتدا منتقدین آلمانی برای تفکیک خصوصیات هنری "مدرن" از خصوصیات " کلاسیک" به کار بردند. رمانتی سیسم به قدری جلوه ها و نمودهای متنوعی دارد که ذکر یک توصیف واحد برای آن غیر ممکن است. اما موضوع اصلی آن اعتقاد به ارزش تجربه ی شخصی و فردی است، در واقع رمانتیسم واکنشی بود در مقابل خردگرایی عصر روشنگری و نظم سبک کلاسیک. واژه ی رمانتیک از واژه ی فرانسوی " رُمانس" – به معنای داستان تخیلی قرون وسطایی که به زبانهای لاتینی نوشته می شد – مشتق شده است. و در اصطلاح تاریخ هنر و نقد هنری به کاربرد صور به صورت غیر صحیح، نااستوار، غیر منطقی، شخصی و بیانگر در هر اثر هنری اشاره دارد( در نقطه ی مقابلِ گرایش به صور صریح، استوار، منطقی، غیر شخصی، و دارای تناسب آثار کلاسیک).
هنر رمانتیک از اصول و قواعد معین زیبایی صوری پیروی نمی کند، ولی همچون هنر کلاسیک گرا، بیشتر به مفاهیم آرمانی می پردازد تاامور واقعی.
" نمایش هیجان طوفانی و طبیعت سرکش" که از جمله علایق رومانتی سیسم بود، نیاز به شیوه ای "پر از حرکت و رنگ " داشت. و برای متقاعد کردن بیننده، باید نحوه ی ارائه ی اثر تا حد امکان "واقعگرایانه" باشد. رومانتیست ها تمایل به طبیعت گرایی و واقعگرایی داشتند، نمونه از از این واقعگرایی در پیکره ی یکی از شخصیت های داستان "سه تفنگدار" اثر دوما که توسط "گوستاو کوربه"gustavecourbet( نقاش و پیکره ساز فرانسوی) ساخته شده بود را می توان مشاهده کرد.

courbet5.jpg
ادامه نوشته

رئالیسم Realism

رئالیسم یا واقع گرایی، شیوه ای است که در آن هنرمند باید در نمایش طبیعت( طبیعت بدونِ انسان و با انسان) از هرگونه "احساساتی گری" خودداری کند. اما منظور ما از رئالیسم، در اینجا شیوه ی هنری ای است که از حوالی سال 1840 به بعد در اروپا و دیگر نقاط جهان متداول شد.مدت زیادی از میانه ی قرن نوزدهم نگذشته بود که شارل بودلر شاعر و هنرشناس فرانسوی، در سال 1846 نقاشیهایی را می ستود که بتواند"خاصیت قهرمانی زندگی معاصر" را به وصف درآورد. در آن زمان تنها یک نقاش وجود داشت که برآوردن این "نیازمندی" را اساس ایمان هنری خود قرار دهد. و او کسی نبود جز گوستاوکوربه که در بخش قبل از او نام برده شد. کوربه که به پرورش روستایی خود می بالید و در سیاست از سوسیالیست ها طرفداری می کرد، هنر خود را در سالهای میان 50-1840 به شیوه ی نوباروک رمانتیک آغاز کرد، لیکن در سال 1848 در زیر فشار طغیانهای انقلابی که سراسر اروپا را فرا گرفته بود، کوربه به این عقیده در آمد: تاکیدی که مکتب رومانتیسم بر اهمیت احساس و تخیل می گذاشت صرفا دستاویزی بود برای فرار از واقعیتهای زمان و او اعتقاد به این امر پیدا کرد که هنرمند نباید تنها به تجربه ی شخصی و بی واسطه ی خود تکیه کند و می گفت: من نمی توانم فرشته ای را تصویر کنم، زیرا هرگز آن را به چشم ندیده ام!
هنگامی که کوربه پرده ی "سنگ شکنان" را به معرض نمایش گذاشت، نخستین اثری بود که واقعگرایی برنامه ریزی شده ی او را به طور کامل در بر داشت.

Courbet8.jpg
ادامه نوشته

امپرسیونیسمImpressionism

در بهار 1874 گروهی از هنرمندان فرانسوی تحت نام انجمن هنرمندان گمنام، متشکل از نقاشان و مجسمه سازان و حکاکان و... گرد هم آمدند و یک استودیوی عکاسی( آتلیه نادار) را برای نمایش آثارشان اجاره کردند و در معرض دید عموم گذاشتند. با این کار شدید ترین و خصمانه ترین واکنش ها را که تا آن هنگام در دنیای هنری پاریس با آن مواجه بودند برانگیختند. در طی سده ی نوزده میلادی رابطه بین جامعه و هنرمند به طور روز افزونی تصنعی می شد تا اینکه سرانجام در همین نمایشگاه آثار امپرسیونیست ها به نقطه ی گسست خود رسید. امپرسیونیسم حقیقتاً نخستین و مهمترین جنبش مدرن هنری در سده نوزدهم محسوب می شود. امپرسیونیسم در لغت به معنای دریافتگری، دریافت آنی، یا دریافت حسی است.
امپرسیونیسم مکتبی با برنامه و اصول معین نبود، بلکه تشکل آزادانه هنرمندانی بود که به سبب برخی نظرات مشترک و به منظور عرضه مستقل آثارشان در کنار هم قرار گرفتند.امپرسیونیسم صرفا یک سبک نقاشی نبود بلکه یک رویکرد نوین به هنر و زندگی بود. آثار نقاشی امپرسیونیست ها ثبت تغییرات گذرا و ناپایدار در طبیعت بود. نخستین هسته ی این جنبش توسط مونه، رنوار، سیسلی و پیسارو بود که وجه اشتراکشان گسست از آموزش های رسمی فرهنگستانی بود. این هنرمندان ابتدا نام خود را "انجمن هنرمندان نقاش مجسمه ساز و گراور گمنام" گذاشتند. اما بعدا نام یکی از تابلوهای مونه به نام امپرسیون طلوع آفتاب منتقد جوان لوئیس لروی(لویی لروا) را واداشت تا در مجله charivari( شاری واری) کل گروه را امپرسیونیست ها نام نهد و این نام که با لحنی تمسخر آمیز ابداع شده بود، بعداً از سوی خود هنرمندان گروه به عنوان گواهی بر حداقل یکی از جنبه های برجسته اهداف آنان پذیرفته شد.

Claude_Monet_Impression_Ris.jpg

Monet Impression Rising Sun

ادامه نوشته

سمبولیسم: Symbolism

سمبولیسم در لغت به معنای رمز گرایی و نمادگرایی است. سمبولیسم، جنبشی نامحسوس در هنر بود که در دهه های 1880و 1890 در ارتباطی نزدیک با جنبش ادبی سمبولیستی در شعر فرانسه ظهور و شکل گرفت. این جنبش واکنشی بود به اهداف طبیعت گرایانه ی مکتب امپرسیونیسم و نیز به اصول رئالیسمی که توسط کوربه وضع شد." نقاشی اساسا هنری عینی است و فقط می تواند شامل بازنمایی چیزهایی شود که واقعی و موجودند... شیء انتزاعی به قلمرو نقاشی تعلق ندارد"
موریه شاعر، در تضاد مستقیم با این ایده، مرامنامه ی سمبولیستی را در فیگارو در18 سپتامبر1886 انتشار داد و در آن اظهار داشت: اصل اساسی هنر" جامه پوشاندن به ایده به شکل حسی است" و کلمه ای بود که اولین بار برای نقاشیهای "ونگوگ" و " گوگن" به کار رفت.
سمبولیسم واقعیت محض را مبتذل و ناچیز می شمرد و مدعی بود که باید واقعیت را به شکل سمبول(نماد) شناخت درونی هنرمند از آن واقعیت ارائه کرد. در سمبولیسم ذهنیت رمانتیسیسم شکل افراطی به خود گرفت. علاوه بر ذهنیت افراطی، سمبولیستها اصرار داشتند که هنر را از هرگونه کیفیت سودمند بزدایند و شعار" هنر برای هنر" (پارناسین)را ترویج دهند.
هدف سمبولیسم حل مناقشه بین دنیای مادی و معنوی است. به همان ترتیب که شاعر سمبولیست زبان شعری را پیش از همه به عنوان بیان نمادین زندگی درونی مورد توجه قرار داد، آنها نیز از نقاشان می خواستند تا بیانی بصری برای رمز و راز بیابند.
نمادگرایان بر این باور بودند که تجسم عینی، کمال مطلوبی در هنر نیست، بلکه باید انگارها را به مدد نمادها القا کرد. بر این اساس آنان عینیت را مردود شمردند و بر ذهنیت تأکید کردند. همچنین کوشیدند رازباوری را با گرایش به انحطاط و شهوانیت در هم آمیزند.
نقاشان سمبولیست تصور می کردند رنگ و خط در ماهیت خود قادر به بیان ایده هستند. منتقدین سمبولیست بسیار تلاش داشتند تا بین هنرها و نقاشی های رودن که با اشعار بودلر و ادگار آلن پو قابل قیاس بود و با موسیقی کلود دبوسی توازی هایی برقرار سازند. از این رو سمبولیست ها بر ارجح بودن ذهنیت وانگیزش بر توصیف( یا نمایش) مستقیم و صریح تشبیهات تأکید می ورزیدند.
هنرمندان سمبولیست از نظر سبک و روش کار بسیار متنوع بودند. بسیاری از هنرمندان سمبولیست از نوع خاصی تصویر پردازی مشابه به نویسندگان سمبولیست، الهام می گرفتند. اما گوگن و پیروان او از موضوعات متظاهرانه و افراطی کمتر استفاده می کردند و غالبا صحنه های روستایی را بر می گزیدند. با وجود آن که نوعی حس مذهبی شدید و پر رمز و راز، مشخصه ی این جنبش بود، ولی همین حس شدید شهوانی و انحرافی، مرگ، بیماری و گناه از جمله موضوعات مورد علاقه جنبش بود.اگر چه سمبولیسم عمدتا در هنر فرانسه بحث می شود اما تاثیر فراگیر و گسترده تری داشت و هنرمندان مختلفی چون "مونش" به عنوان بخشی از جنبش در مفهوم گسترده ی آن مورد توجه هستند
ادامه نوشته

کوبیسم cubism :

جنبش هنری که به سبب نوآوری در روش دیدن، انقلابی ترین و نافذ ترین جنبش هنری سده بیستم به حساب می آید. کوبیست ها با تدوین یک نظام عقلانی در هنر کوشیدند مفهوم نسبیت واقعیت، به هم بافتگی پدیده ها و تاثیر متقابل وجوه هستی را تحقق بخشند. جوهر فلسفی این کشف با کشفهای جدید دانشمندان- به خصوص در علم فیزیک- همانندی داشت.
جنبش کوبیسم توسط "پیکاسو" و "براک" بنیان گذارده شد، مبانی زیبایی شناختی کوبیسم طی هفت سال شکل گرفت
(1914-1907) با این حال برخی روشها و کشفهای کوبیست ها در مکتبهای مختلف هنری سده بیستم ادامه یافتند. نامگذاری کوبیسم(مکعب گرایی) را به لویی وُسِل، منتقد فرانسوی نسبت می دهند، او به استناد گفته ی ماتیس در باره ی « خرده مکعب های براک» این عنوان را با تمسخر به کار برد، ولی بعدا توسط خود هنرمندان پذیرفته شد.
کوبیسم محصول نگرشی خردگرایانه بر جهان بود. به یک سخن، کوبیسم در برابر جریانی که رمانتیسم دلاکروا، گیرایی حسی در امپرسیونیسم را به هم مربوط می کرد، واکنش نشان داد و آگاهانه به سنت خردگرا و کلاسیک متمایل شد. پیشگامان کوبیسم مضمونهای تاریخی، روایی، احساسی و عاطفی را وانهادند و عمدتا طبیعت بیجان را موضوع کار قرار دادند. در این عرصه نیز با امتناع از برداشتهای عاطفی و شخصی درباره چیزها، صرفا به ترکیب صور هندسی و نمودارهای اشیا پرداختند. آنان بازنمایی جو و نور و جاذبه ی رنگ را – که دستاورد امپرسیونیستها بود – از نقاشی حذف کردند و حتی عملا به نوعی تکرنگی رسیدند. با کاربست شکلهای هندسی از خطهای موزون آهنگین چشم پوشیدند و انگیزشهای احساسی در موضوع یا تصویر را تابع هدف عقلانی خود کردند.
شاید مهمترین دستاورد زیبایی شناختی کوبیستها آن بود که به مدد بر هم نهادن و درهم بافتن تراز ها(پلانها)ی پشتنما نوعی فضای تصویری جدید پدید آوردند. در این فضای کم عمق، بی آنکه شگردهای سه بعد نمایی به کار برده شود، حجم وجسمیت اشیا نشان داده شد.

picasso_3musicians1921.jpg
ادامه نوشته

دوران هنر پست مدرنیست

در دنیای هنر بعد از دوره هنرهای واقع نما و هنر رنسانس که پایه ی هنر یونان و روم باستان بود با پیدایش هنر نوین تحولی خاص در سبک و شیوه هنرمندان بوجود آمد که با رعایت قوانین علمی حجم نمایی و عمق نمایی به نمایش سه بعدی می پرداختند.

پس از دوران رنسانس نمایش واقع نمایانه در آثار بروگل، رامبراند، گویا، کوربه، مانه، و دیگر هنرمندان به صراحت به چشم می خورده است. تا قبل از شروع حرکتهای نوین هنری در سبکها و روشهای هنرمندان شاهد هنرهای بدوی که صحنه های عادی از زندگی مردم را به صورت واقع نمایانه بیان می کرده اند بودیم. ولی بلافاصله بعداز این دوران با تحولات سریع اجتماعی، اقتصادی و سیاسی قرن بیستم، سبکها در دنیای هنر تغییر کرد و صاحب پیشرفت چشمگیری شد، با تغییر های پی در پی زمینه حرکتهای هنری زیادی ایجاد شده از جمله هنر مدرن و پست مدرن در این زمان مطرح شده است که شامل دوره های هنر ذهنی بوده است

ادامه نوشته

رويا‌هاي يك نابغه

درباره‌ي زندگي وآثار سالوادور دالي (1989-1904) Salvador Dali


سالوادور فليب دالي نقاش بزرگ و مشهور اسپانيايي در 11 ماه مه سال 1904 ميلادي در روستاي نزديكي شهر مادريد به نام ميگرز چشم به جهان گشود. در سال 1903 برادر بزرگ‌تر او در سن هفت سالگي دقيقاً نه ماه و ده روز قبل از تولد دالي درگذشت و مرگ او تأثير بدي روي والدينش گذاشت و به همين خاطر والدين سالوادور تمام توجه خود را بعد از مرگ او معطوف فرزند كوچكشان كردند. پدرش يكي از افراد با اعتبار و ثروتمند دفتر اسناد رسمي عمومي بود و در حد امكان امكانات خوبي را براي سالوادور مهيا كرد. در سال 1908 آناماريا (Ano Maria) خواهر كوچكش به دنيا آمد كه تنها مدل زن در آثار سالوادور قبل از همسرش گالا بود. او از همان سنين كودكي خودش را وقف نقاشي و طراحي كرد. در سال 1914 در يك مدرسه نقاشي خصوصي ثبت نام مي‌كند و خيلي زود در سال 1918 اولين نمايشگاه او بر پا مي‌شود. او در اين زمان چهارده سال بيش‌تر نداشت كه آثارش مور د نقد و بررسي قرار گرفتند

ادامه نوشته

هنر شرقي، هنر غربي

نخستين اشكال هنري به آسيا و كرت و مصر تعلق دارد. هنر مصري را به علت دوام طولاني و دامنه نفوذش مي‌توان به عنوان نمونه‌اي هنر كلي در نظر گرفت. سرزمين مصر به مدت هفتاد قرن شرايط اقتصادي خاصي داشت كه سبب شده بود يك فرهنگ مستمر و مداوم داشته باشد نژاد مصري كمتر از بسياري نژادهاي ديگر با عناصر خارجي درآميختگي دارد. بنابراين در ميان همه دگرگوني‌هايي كه براي نژاد مصري پيش آمده بايد بتوان رگه‌هاي ثابتي را كشف كرد كه ناشي از تأثيرات ثابت خون و خاك باشد استمرار تمدن مصري زاييده‌ي عوامل اقتصادي است مخصوصاً احيا شدن حاصل خيزي زمين به دليل طغيان نيل – محدود بودن اين حاصل خيزي و در عين حال مداوم بودن آن همراه با رودخانه‌اي كه باعث آن بود، ثبات و قرار خاصي پديد آورد.اگر چه اين ثبات و قرار، مادي و اقتصادي بود اما در ديانت و هنر كاملاً انعكاس يافت .
در مصر ممكن است 2000 سال بگذرد و هيچ تغيير مشهودي در سبك‌هاي هنري پيش نيايد. در مصر قديم دو سنخ هنر در كنار يكديگر قرار داشته‌اند:1-هنر كاهني كه به دست يك طبقه كاملاً مسدود از كاهنان ساخته مي‌شد و ديگر هنر توده‌اي كه در كنار هنر كاهني اما مستقل از آن به دست مردم به وجود مي‌آمد. متأسفانه آثاري كه از هنر توده‌اي مصر باقي مانده بسيار ناچيز است. زيرا كه اين آثار برخلاف آثار كاهنان در مقابر و معابد نگاهداري نمي‌شده ولي مي‌دانيم كه اين هنر وجود داشته است و از حيث تغزل و صفا از هنر كاهني برتر بوده
ادامه نوشته

 ظهر عاشورا اثر استاد محمود فرشچیان

img/daneshnameh_up/b/bc/zohrashora.jpg

شام آخر

 

img/daneshnameh_up/8/89/Rensans.jpg
شام آخر

لئوناردو داوینچی این صحنه کتاب مقدس را بر روی دیوار
صومعه میلان نقاشی کرد. او از فن ژرفا نمایی
(پرسپکتیو) به منظور جلب توجه بیننده
به چهره مسیح استفاده کرد.







یه سری دیگه کار پیکاسو.......

 
ادامه نوشته

بيوگرافي مختصري هم از زندگي پيكاسو ( قبل از ازدواج با ژاكلين )

در 25 ماه اکتبر سال 1881، پابلو روییزپیکاسو، فرزند دون خوزه روییز پیکاسو و ماریا پیکاسو لوپز، در مالاگا واقع در جنوب اسپانیا به دنیا می آید.
پدر او، دون خوزه، نقاش بود که در مدرسه ی هنرهای زیبا، طراحی تدریس می کرده.

پابلو پیکاسو که همواره در شیوه اش تغییر روش میداد و در سراسر دهه های پربار گذشته، آثاری آفریده که از نظر شیوه بیان و شگرد کار، یکسره با هم فرق داشته. عناصر سبکی که به گمان هنر مندان آن زمان دیر زمانی پیش از این در گذشته پیکاسو مدفون شده بود ، به طور ناگهان سر بر می آوردند و وی همین عناصر را با دیگر عناصر در می آمیخت تا دستاوردهایی نو و پر شگفت پدید آورد.
در وجود این اسپانیایی کوتاه قد با آن چشمان سیاه و خیره، نه یک نقاش بلکه صد نقاش بود که هر یک نوآورتر و پر خیال تر از دیگری جلوه می نمود
ادامه نوشته

این هم نمونه هایی از آثار پیکاسو

 

ادامه نوشته

ژاکلين(Jacqueline Roque) آخرين عشق پيکاسو بود

او 27 ساله بود که با پيکاسوی 72 ساله آشنا شد. و چنان منبع الهامی برای پيکاسو شد که محصول آن در 20 سال آشنايی 400 تابلو بود. يعنی تقريبا هر ماه دو تابلو.

این هم خانم ژاکلین به روایت پیکاسو!!!

یه نقاشی کوبیستی

 

IMG_2409.jpg



IMG_2426.jpg


امروز برای عکاسی از نقاشی پنج کيلومتری رفته بودم که عباس عطار را انجا ديدم او امده بود عکاسی و اين افتخار نصيب بنده شد که دو ، سه ساعت برنامه را در کنار استاد باشم و با هم عکاسی کنيم . بر خلاف ديگر عکاسان در برنامه های خبری که به يکديگر استرس وارد می کنند و نمی توانند آنطور که بايد عميق کار کنند ، عکاسی کردن در کنارعباس عطار با آن چهره مهربان واقعا به انسان آرامش می دهد.
او از تجربه هايش برايم گفت ، از عکاسی دنيا و ايران و از عکاسان موفق دنيا.
مهمترين نکته ای که امروز در کار وی ديدم ، آرامشی بود که در کارش داشت وهمان لبخندی که به مردم ميزد ، به کودکان و به سوژه هايش . انگار همه را از ته دل دوست داشت و به آنها عشق مي ورزيد و من فکر مي کنم راز موفقيت او در درجه اول دوست داشتن انسانهاست.
می دانستم که عباس عطار از اينکه از او عکس بگيري خوشش نمی آيد ، اما خوب اين قضيه بيشتر آدم روحساس ميکند که....
فهميد که از او عکس گرفتم ، از من خواست که آنها را روی وبلاگم نگذارم ، من هم عکس چهره اش را نگذاشتم اما....

درباره سباستين نقاش و مجسمه ساز فرانسوى

سباستين در ۲۸ مارس ۱۹۰۹ در پاريس چشم به جهان گشود. سرپرستى و تكفل اش را به عهده مادربزرگ مادرى اش نهادند...
در سال ۱۹۲۴ وارد مدرسه بول شد؛ جايى كه به عنوان رتبه نخست بين شاگردان هم دوره اش دست پيدا كرد و در سال ۱۹۲۸ فارغ التحصيل شد.
او ابتدا به سمت رشته دكوراسيون گرايش پيدا كرد و علاقه اى هم به عكاسى از خود نشان داد؛ بدون اينكه كوچك ترين خستگى و بى علاقگى اى از خود نشان دهد، طرح مى زد، نقاشى مى كرد و در اين راستا به مراكش، بريتانيا، يوگسلاوى و ايتاليا مسافرت كرد. جريان هاى هنرى سفسطه گرانه اى كه پيرامون او در رفت و آمد بودند،
ادامه نوشته

هيتلر مخالف سرسخت هنر مدرن

 آنچه نازى ها نخواستند ببينند و به آتش كشيدند
133878.jpg
با روى كار آمدن هيتلر در آلمان هنر مدرن نام هاى جديدى به خود گرفت، هنر يهودى هنر بلشويك و هنر مبتذل. در ۱۹۳۷ حزب نازى به پيشنهاد گوبلز و دستور هيتلر نمايشگاهى را به نام «هنر مبتذل» در مونيخ برپا كرد كه در ۱۱ شهر ديگر اتريش و آلمان هم برگزار شد. گوبلز از كلكسيون هاى شخصى گرفته تا موزه ها، همه را براى يافتن نمونه آثار هنر مدرن يا منحط تفتيش كرد و آنچه پيدا كرد ۱۶۵۵۸ اثر آبستره، اكسپرسيونيستى و آثار انتقادى بود. از آن همه ۶۵۰ اثر را براى نمايشگاه انتخاب كردند. بسيارى از آثار را ازجمله برخى از آثار ون گوگ و پيكاسو را با شاهكارهاى رئاليستى با بقيه كشورها عوض كردند، يا براى وارد كردن ارز به كشور، به خارجى ها فروختند، آنچه را هم باقى ماند به پيشنهاد فوهرر رئيس اداره هنرهاى زيباى حزب نازى، «در يك اقدام سمبليك» آتش زدند. به تازگى گالرى مادرن تيت در لندن آن نمايشگاه را در مقياس كوچكترى براى چند ماه برپا كرده است. منتقد هنرى گاردين به اين بهانه به «آنچه نازى ها نخواستند ببينند» پرداخته است.

ادامه نوشته

مقدمه مدیر وبلاگ

سلام من امید صادقی هستم مدیر این وبلاگ ۲۰ سال سن دارم دانشجوی رشته گرافیک شهر ارومیه قصد نیت من از درست کردن این وبلاگ این است که دوستان و هم وطنان عزیزم رو که با هنر جدید و هنر مدرن بیشتر آشنا کنم.امید وارم بتونم این هدفم رو به درستی انجام بدم امید وارم شما هم منو کمک کنید. تشکر مدیرت وبلاگ