ستمهاي آتاتورك بر مولانا
بند 1. كليه تكيهها و زاويهها در جمهوري تركيه، اعم از اينكه موقوفه باشد يا ملك شيخ آن و يا به هر طريق ديگري تأسيس شده باشد، مسدود ميشود. حق مالكيت آنها محفوظ ميباشد. آنها كه به صورت مسجد مورد استفاده قرار ميگيرد، ميتواند به صورت فعلي باقي بماند. كليه عناوين: شيخ، درويش، مريد، دَده، چلبي، سيّد، بابا، نقيب، خليفه، فالگير، جادوگر، شفاگر، دعانويسي براي رسيدن اشخاص به آرزوهايشان و هر نوع مشاغلي از اين قبيل و پوشيدن لباس درويشي ممنوع است. مقبرههاي سلاطين و آرامگاههاي درويشان مسدود ميشود و شغل مقبرهداري ابطال ميگردد. كليه كساني كه تكيهها و زاويهها و مقبرههاي مسدود شده را مجدداً مفتوح سازند، و يا كساني كه تحت عناوين عرفاني به جلب و جذب افراد بپردازند، يا به آنها خدمت كنند، به حداقل سه ماه زندان و پرداخت 50 ليره جريمه محكوم خواهند شد. بند 2. اين قانون بلافاصله به مورد اجرا گذاشته خواهد شد. بند 3. هيئت دولت مأمور اجراي آن است. خان ملك ساساي در پايان خاطرهي خود مينويسد (تفضّلي، 85): ليكن با فرمان چهارم دسامبر 1925 همهي اين تشكيلات كه هزاران نفر براي خواندن اشعار مولانا زبان فارسي ميآموختند، و نواهاي ايراني مينواختند، و همه دل به سوي ايران زمين داشتند، تعطيل شد. همهي تكايا را بستند، و اوقاف مولويخانهها را ضبط كردند، و نفوذ معنوي ايران، كه از جزيرهي كريت تا مجار، و از مدينهي طيبه تا تراكيا و آناطولي، گسترده بود، يكباره برچيده شده، و محو گرديد، و هيچ كس در ايران نفهميد و نگفت و ننوشت - گفتي كه هرگز چنين چيزي نبوده است! دو سال بعد، در زمستان 1306ش / 1927، آتاتورك براي مولويان استثنايي قائل شد و اجازه داد كه زيارتگاه مولانا در قونيه به صورت موزه، به نام «مولانا موزهسي»، دوباره باز شود، و هزينهي نگهداري آن را وزارت اوقاف بپردازد. سعدالدين هِپار، كه در مولويخانهي ينيقاپوي استانبول، پيش از آنكه در سال 1304ش / 1925 بسته شود، نوازندهي طبل، قُدومزنباشي، بود، در سال 1332ش/ 1953 نزد شهردار قونيه رفت و از او خواست اجازه دهد كه مراسم سماع ] در سالروز فوت مولانا [ در انظار عموم برگزار گردد. شرط صريح شهردار قونيه آن بود كه از اين مراسم تعبير به بزرگداشت يكي از شعراي بزرگ ترك كنند، نه آيين مذهبي؛ اما هِپار اصرار كرد كه آياتي از قرآن بايد تلاوت شود. در آذر ماه سال 1332ش / دسامبر 1953، نخستين سماعِ داراي مجوّز پس از نزديك به سه دهه در سالن يكي از سينماهاي قونيه در حالي اجرا شد كه تنها دو نفر ني ميزدند و يك نفر قُدوم، و دو نفر كه لباس عادي بر تن داشتند، سَماع ميكردند. اين مراسم در سال 1333ش / 1954 نيز اجرا شد، و در سال 1334ش / 1955 «انجمن توريستي قونيه» ميهمانان را براي تماشاي مراسم سماع مولويان دعوت كرد كه شامل «دور وَلدي» بود و سماع گزاران تنّوره بر تن و سِكّه بر سر داشتند. سال بعد، دو مجلس سماع برگزار شد، يكي در قونيه و يكي در آنكارا (Friedlander, The Whirling Dervishes, 12-13) . سازمان يونسكو سال 1973 ميلادي را به مناسبت هفتصدمين سال درگذشت مولانا «سال مولانا» اعلام كرد. دولت تركيه در آذر ماه سال 1352ش / دسامبر 1973 «سمينار بينالمللي مولانا» را در شهر آنكارا برگزار كرد و در دو روز آخر سمينار، 24 تا 26 آذر ماه 1352ش / پانزدهم تا هفدهم دسامبر سال 1973، همهي ميهمانان را به قونيه دعوت كرد، و در آنجا مراسم سماع در محلّ ورزشگاه سرپوشيدهي دبيرستان قونيه به اجرا درآمد. اين مكان را دولت تركيه بر زيارتگاه مولانا ترجيح داده بود تا همه را مجاب كند كه مراسم سَماع را رويدادي فرهنگي يا حتي ورزشي بدانند، نه مذهبي. دو شيخ بر مسند شريف، بر پوست نشستند: سَلمان توزون شيخ مولويان استانبول و سليمان لوراس دَده شيخ مولويان قونيه (تفضّلي، 3-101). دست برداشتن دولت تركيه از محدوديتهايي كه براي اجراي سماع وضع كرده بود، سبب شده است تا سلسلهي مولوي از نو جان بگيرد و در سراسر دنيا گسترش يابد. امروز، نزديك به 50000 نفر، شامل تركها و گردشگران، در طول هفتهي برگزاري مراسم يادبود درگذشت مولانا ] از 19 تا 26 آذر/ دهم تا شانزدهم دسامبر [ به قونيه ميآيند. آمار رسمي دولت تركيه نشان ميدهد كه در سال 1364ش / 1985 تعداد 477290 ترك و 100105 نفر خارجي به زيارت آرامگاه مولانا رفتهاند، و هر سال كه ميگذرد اين تعداد فزوني ميگيرد. (1) پانوشت 1. دين لوييس، مولانا، ترجمه حسن لاهوتي، تهران، نامك، 1385، صص 585-583. |
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۸۷ ساعت 19:28 توسط امید صادقی
|
